جایگاه “چپ” در مواجهه با واقعیتِ مردم

[دریافت نسخه PDF] میثم . ف اول از همه می توان پرسید دلیل واگرایی بین فعالین “چپ” چیست ؟ فکر می کنم سر راست ترین پاسخ این است: ترس از مواجهه با واقعیت “مردم“. در اینجا مردم همان“جامعه هدف” فعالین سیاسی است. یعنی مردم ورای آنچه که در تئوری های مشخصا“مارکسیستی” وجود دارد، “طبقه کارگر نه به عنوان سوژه مبارزاتی و نه به عنوان یک واحد صرف جامعه شناختی“بلکه به عنوان طبقه ای گنگ که آمیزه ایست از مقاومت و ابزار سرکوب خود، مردمی منفعل شده و تحریف شده توسط ارزش های لیبرالی و یا نیروگذاری ایدئولوژی مذهبی، “مردم” در این شکل نه فقط توده ای سرکوب شده توسط نهادهای سرکوب گر، اتمیزه شده توسط قلمروگذاری نظم پلیس، و اسیر مناسبات روزمره طاقت فرسا که بدن ها را فرسوده و ادامه‌ مطلب …

مروری بر برخی ابعاد فاجعه‌ی انسانی ناشی از تحریم‌ها در عراق

[دریافت نسخه PDF]    مقدمه خطر جنگ نزدیک تر از همیشه است. تجربه ی تاریخی ”جنگ های بشر دوستانه” ی دیگر در منطقه نشان می دهد که پروژه ای مشابه در مورد ایران هم اینک کلید خورده است و در امتداد تحریم های گسترده علیه مردم کشورمان، سایه ی مهیب جنگ نیز با سرعتی دلهره آور به ما نزدیک می شود. این در حالی است که بارقه های امید بخش خیزش مردمی سال 1388، افول کرده اند و با شدت یافتن سرکوب و اختناق حکومتی از یک سو، و فقدان بدیلی که بتواند از بن بست برساخته ی گفتمانِ غالب بر جنبش سبز گذر کرده و در سطح توده ها به سامان دهی مبارزات مردمی بپردازد از سوی دیگر، یاس و نومیدی را بر فضای اجتماعی – سیاسی ایران چیره ادامه‌ مطلب …

مکلفان در مبارزه با استبداد ناکامند! | اشکان خراسانی

از آن زمان که تاریخ به یاد دارد، مردم سرزمین ما همواره از حاکمیتی مستبد رنج برده‌اند. استبدادی که اداره کشور را یگانه حق خود می‌دانسته و همواره به طریقی از مشارکت مردمی جلوگیری کرده است. حتی در دورانی که سرانجام دولت و مجلس ملی در راستای تاثیرگذاری مردم در امور اجرایی و قانونی کشور شکل گرفتند، به گونه‌ای غیر قابل انکار در راستای خدمت به حکومت‌های مستبد زمان خود عمل کردند و با حفظ ظاهر حداقلی، در مسیر ترویج و تثبیت استبداد حاکم گام برداشته‌اند. ساختار استبدادی نتیجه‌ای جز تشدید سلسله‌مراتب اجتماعی و تعمیق شکاف میان لایه‌های مختلف جامعه در بر ندارد. افراد پرورش‌یافته در چنین جامعه‌ای عموما این سلسله‌مراتب را به سان واقعیتی بدیهی می‌پذیرند و برای رسیدن به یکی از جایگاه‌های تعریف شده‌ی اجتماعی (به مثابه هدف) ادامه‌ مطلب …

سازمان یابی؛ از تئوری تا عمل

«طاها زینالی» مقدمه طرح پرسش «چه باید کرد» و هم اندیشی حول آن، به خودی خود حرکتی است نویدبخش که می تواند بارقه هایی از امید را در جستجوی افق های تغییر در بین کنشگران زنده نگاه دارد، خصوصا برای آنها که صدایشان در فضای جنبش اعتراضی اخیر ناشنیده ماند؛ کسانی که برای رهایی از سلطه و ستم، به جای حمل و اجرای راهکارهای سیاسی نخبگان، به فاعلیت ستمدیدگان باور دارند و برای بسط کنش جمعی در چنین مسیری هم اندیشی و چاره‌جویی می‌کنند. اما آنچه نباید از نظر دور بماند، ضرورت پایبندی به پراتیک مبارزه و مقاومتْ و پرداختن به راهکارهای عملی است. یعنی خودداری از غرق شدن در آن دست بحث های تئوریکی که بر واقعیت پیرامون ما منطبق نیست و همواره در حد تبیین نظری باقی می ادامه‌ مطلب …

چند پرسش در پاسخ به :خوب بالاخره چه باید کرد؟

«سوده بینا»  نوشتاری با عنوان «خوب بالاخره چه باید کرد» که در وبلاگ دیوارنوشته منتشر شده {۱}، انگیزهٔ نوشتن متن کوتاهی است که در پی می‌آید. متن دیوار نوشته در ادامهٔ سلسله مقالات و بحثهایی است با عنوان «چه باید کرد؟» {۲و۳و۴} که به تحلیل جنبش سبز و علل ناکامی آن پرداخته و با شکل دادن به یک پروسهٔ هم اندیشی جمعی تلاش کرده برای برون رفت از سکون، رکود، انفعال و بی‌عملی که گریبانگیر جنبش شده است راه حلی بیابد و فرا‌تر از آن، گفتمان و راهبردهای بدیلی را خلق کند که توان پیشبرد مبارزه و مقاومت جمعی را داشته باشد. اما آنچنان که نویسندهٔ مقالهٔ فوق اشاره کرده هم اندیشی پیرامون چه باید کرد چندان موفق نبوده است زیرا اغلب نوشته‌ها گرچه به تشریح و تحلیل وضع موجود ادامه‌ مطلب …

بزرگنمایی معایب فرهنگی و سویه های بازدارنده آن

اشکان خراسانی چندی پیش مطلب ارزشمندی با عنوان «در نقد فرهنگی سازی سیاست» در وبلاگ مقاومت (۱) منتشر شد. نگارنده در آن جنبه‌ای از رویکرد جناح اصلاح طلبی را مورد نقد قرار می‌دهد که این روز‌ها در واکنش اصلاح طلبان به عدم وجود مقدمات برای مشارکت در انتخابات عینی گشته است. در بخشی از متن آمده است: “واکنشی که کمتر به مواجهه یا دست آورد سیاسی مشخص بلکه بر ضرورت “فرهنگ سازی” و استفاده از فضای انتخابات برای “تشریح و تبیین” ایده انتخابات آزاد تاکید دارد. فرهنگ سازی و تبیین و تشریحی که  لاجرم از طریق آموزش توسط اصلاح طلبان و رسانه هاشان باید صورت بگیرد. در این واکنش در واقع ما با یک جابجایی مواجه هستیم. مخاطب اصلی از حکومت به مردم تغییر مکان یافته است”. با توجه به اهمیت ادامه‌ مطلب …

سعی بر احیا جنبش یا پذیرش ارتحال آن

اشکان خراسانی   چندی پیش طا‌ها زینالی در مقاله‌ای با نام «چه کسی جنبش مرا جابجا کرده است؟» (۱) به کنشگران جنبش یادآور شد که اگر نپذیریم که جنبش سیر نزولی را از زمان پیدایش تا به امروز طی کرده است، نمی‌توانیم در ادامه مسیر آن راهکار درستی را در پیش گیریم. زینالی تاکید می‌کند که توهم پویایی جنبش از سمت قشر اصلاح طلب آن منوط به چانه زنی برای بازگشت به قدرت است و به هیچ وجه مستدل نیست. به همین منظور پذیرش نزول جنبش را یکی از شروط اساسی برای پیش برد بحث «چه باید کرد؟» می‌داند و به نظر من این نقطه شروع برای طرح سوال «چه باید کرد؟» نقطه صحیحی است. تا افول و انفعال امروز جنبش سبز را با شهامت نپذیریم و فریاد نزنیم، نمی‌توانیم ادامه‌ مطلب …

چه کسی جنبش ما را جا به جا کرد؟ | طاها زینالی

جنبش افول کرده است چه بخواهیم بپذیریم چه نخواهیم! گمان می‌کنم شما نیز به یاد دارید که در اولین فراز و نشیب‌های جنبش پس از روزهای حضور در خیابان، از «جنبش سبز» به عنوان کودکی یاد می‌شد که راه درازی برای بالغ شدن و بدل شدن به جنبشی واقعی که می‌تواند با بهره‌گیری از نیروی بالقوه مردم معترضْ وضعیت موجود را به نفع مردم تغییر دهد، در پیش رو دارد. اما اگر امروز (پس از گذشت دو سال) با دیدی تحلیلی و انتقادی به مسیری که پشت سر گذاشته‌ایم بنگریم، اثری از بلوغ و تکاملی که گفته می‌شد نمی‌بینیم. دوره رشد جنبش صرفا محدود به بازه زمانی کوتاهی می‌گردد که توانست خیابان را به تریبونی برای معترضان به نتایج انتخابات و منتقدان و مخالفان نظام جمهوری اسلامی بدل کند. در ادامه‌ مطلب …

چند نکته در پاسخ به «روایتی از یک رادیکال»

«اشکان خراسانی»  بی‌‌‌نهایت تشکر از دوست خوبم سوده بینا از اینکه یادداشت من (۱) رو مورد توجه خود قرار داده و با نوشته‌ای دقیق (۲) به دامن زدن حول این بحث کمک بسیاری کرد. اما راجع به چند نکته که در مطلب ایشان مطرح شده، فکر می‌کنم نوشته قبلی‌ام آنچنان گویای هر آنچه قصد داشتم بیان کنم نبوده زیرا طی بازخوردهای مختلف به این نتیجه رسیدم که این نوشته نتوانسته تمام نکاتی که مد نظرم بود را منتقل کنه. بعنوان مثال در قسمتی از نوشته‌پور اسماعیلی آمده است: «نوشتهٔ خراسانی انتقاد رادیکال‌ها از اصلاح طلبان را امری واکنشی می‌داند و به نظر می‌رسد در مقابل رادیکال‌ها دعوت می‌شوند به جای کنش سلبی انتقاد به کنش ایجابی گفتمان سازی روی بیاورند». بی‌شک جریان اصلاح طلبی تا زمانی که نشان دهد خود ادامه‌ مطلب …

روایتی از یک رادیکال

«سوده بینا»  در ادامه بحث پیرامون پرسش «چه باید کرد»، پرسشی که در ماههای اخیر توسط شبکه‌ها و گروههای مستقل- به لحاظ جایگاه آنان در قیاس با گفتمان غالب بر جنبش سبز- طرح شده و به بحث و هم اندیشی گذاشته شده است [۱، ۲]، اشکان خراسانی در نوشته‌ای با عنوان «چند سخن در باب چه باید کرد با رادیکال‌ها» [۳] از زاویه‌ای نو و قابل توجه به بررسی این پرسش می‌پردازد. اشکان ضمن مروری بر وضعیت کنونی جنبش بدرستی اشاره می‌کند که: «نه تنها شورای هماهنگی راه سبز امید بلکه اکثر طیف‌های تشکیل دهندهٔ جنبش با بن بست مواجه شده‌اند. بن بستی که از یک سو اصلاح طلبان را برای ادامهٔ راه متوجه صندوق‌های رای کرده است و از سوی دیگر موجب شده قسمتی از قشر رادیکال جنبش از ادامه‌ مطلب …