فرانس ماسریل

۲۵ تصویر از مصائب یک انسان

دریافت نسخه‌ی PDF «۲۵ تصویر از مصائب یک انسان»، نخستین داستان بی‌کلامی است که در سال ۱۹۱۸ توسط فرانس ماسریل هنرمند بلژیکی به تصویر در آمده است. این اثر، داستان صامت پسربچه‌ایست که کودک ناخواسته‌ی مادری تهی‌دست است؛ او در فقر زاده می‌شود، و تمام دوران کودکی‌اش را در فقر می‌گذراند. کودکِ کار می‌شود و در شرایط کاری وحشتناک، زیردست کارفرمای ظالم دوران نوجوانی‌اش را سپری می‌کند. در دوران جوانی، کارگر یک کارخانه می‌شود و همچنان در شرایطی رقت بار و دشوار، به کار مشغول است. او برای زندگی کردن می‌جنگد. روزگارش را در سختی و مصیبت‌های بسیار در کنار رفقای کارگرش، به نوشیدن مشروبات الکلی و هم آغوشی با روسپیان می‌گذراند تا اندکی از تلخی زندگانی خود بکاهد. اما هیچ یک از این تسکین‌دهنده‌های موقتی اثر نمی‌کند. او می‌داند ادامه‌ مطلب …

باران | علی سالکی

دریافت نسخه‌ی PDF   خسته از خورشید داغ، سوخته تن بهرِ چه باد؟ آه آفتاب مذاب، پوست و مغزم سوخته خون به رگ های دو چشمم دوخته!   در میانِ آهن و تیغ فلز در میان جوش و هر برقِ سمج در میان خاک و هر زنگِ فلز در میانِ پره ی جزغال و گِز در میانِ کوبه ی سنگین مس در میانِ سطح برانِ دو چندان صفحه ها پیکرِ خاموش ما پیکرِ تُرشِ عرق های چسبانده به آن پیکرِ لرزان و بی تاب و به هم آمیخته پیکرِ سوزان و افکارِ سرابِ مهلکِ «سوتِ تمام» می رود در هم به کوشش می شود در هم به جوشش می کند در هم به خنده می زند در هم به ناله؛ کِی شود این خستگی از ما جدا؟! کِی کنیم آخر ادامه‌ مطلب …

نجات دادن هنر از دست بازار | نویسنده: جیمز پلستد | ترجمه: هومن کاسبی

 دریافت نسخه‌ی PDF «هنر آشغال است.» دادائیست‌های برلین، یک جنبش هنری آوانگارد، در سال ۱۹۱۹ چنین اعلام کردند. دادائیست‌ها در برابر هنری واکنش نشان می‌دادند که خودش را بر فراز هیاهو و قیل‌وقال جامعه تلقی می‌کرد؛ جامعه‌ای که در نبرد طبقاتی تلخی از هم دریده می‌شد. امروزه هم وضعیت مشابهی برقرار است. حراج دیگری که در آن ده‌ها میلیون‌دلار توسط کلکسیونرهای شخصی و سرمایه‌گذاران برای نقاشی‌هایی پرداخت می‌شوند که اثر «استادانی» هستند که مدت‌ها پیش مرده‌اند. افتتاحیه‌ی دیگری به ریاست یک قشر کوچک -و از نظر فرهنگی همگنِ- نخبگان و سرآمدان، که در حین این که از احساس‌ برتری خود غرق در لذت‌اند، جرعه جرعه شامپاین می‌نوشند. دنیای هنری رسمی، که به طور فزآینده‌ای زیر سلطه‌ی جیب‌های گشاد اهداکنندگان ثروتمند، کلکسیونرها و سرمایه‌گذاران قرار دارد، به منزله‌ی توهینی به واقعیت ادامه‌ مطلب …

دو مستند ویدئویی درباره‌ی بحران‌های مالی | زیرنویس فارسی: برنامه‌ی تلویزیونی کادر

  مارکس زمانی در کتاب «فقر فلسفه» در نقادی برخوردهای صرفاً عالمانه چنین نوشت: «… تا جایی‌که آن‌ها به جستجوی دانش‌اند و تنها به برساختن نظام‌های علمی می‌پردازند، تا جایی که آن‌ها [تنها] در سرآغاز مبارزه باقی می‌مانند، در فقر چیزی نمی‌بینند به جز خود فقر را، بدون دیدن سویه‌ی انقلابی و براندازانه‌ی آن، که جامعه‌ی کهنه را واژگون خواهد ساخت …». آنچه امروز در یونان می‌گذرد گویا ترجمانی است از همان سویه‌ی مغفول‌مانده‌ای که مارکس در فراز فوق بدان اشاره کرده است. «ائتلاف چپ رادیکال» در انتخابات یونان بالاترین رای را به خود اختصاص داده و قدرت را به دست گرفته است. بدون‌شک این یک اتفاق تاریخی است که امید به ایجاد تغییرات در وضع موجود -به‌ویژه- در اروپا را با خود به همراه اورده است. اما فارغ از ادامه‌ مطلب …

تعریف وارونه‌ی «تروریسم» به مثابه تعیین هدفِ ترور

دریافت نسخه‌ی پی.دی.اف. برای متن ترانه و توضیحات دریافت نسخه‌ی کوتاه‌تر و کم‌حجم‌تر ویدئو [بدون متن و توضیحات] این روزها که خاورمیانه بار دیگر به صحنه‌ی جنگ‌و‌کشتار بدل شده و دیگر خبری از «بهار عربی» و خیزش مردم در خیابان‌ها و «التحریر»ها نیست؛ حالا که چتر آتش‌وخون بر فراز همه‌ جای این منطقه گسترده شده و صدای انفجارْ بی‌وقفه در گوش‌های‌ کودکان سوری و عراقی و کرد و فلسطینی سوت می‌کشد؛ حالا، دوباره سرخط همه‌ی اخبار رسانه‌ها، به «تروریسم» اختصاص یافته است، و شبکه‌های تلویزیونی و رسانه‌های رنگارنگ برای‌مان از خطر تروریست‌ها می‌گویند. پرزیدنت‌ها و سخنگوهایشان در محکومیت تروریسم سخن‌سرایی می‌کنند و با تأکید بر جدیت و عزم خود برای زدودن این خطر، به مردمان‌شان اطمینان‌خاطر می‌دهند؛ تا دوباره لزوم «انتخاب خطیر و دشوارِ» حمله‌ی نظامی از میان گزینه‌هایی که ادامه‌ مطلب …

موزیک ویدئو: شهروندانِ جهان | ترجمه: مارال | زیرنویس: پراکسیس

شهروندانِ جهان from PRAXIS پراکسیس.   این موزیک ویدئو تقدیم می شود به همه ی آنهایی که از رنج جهان در خشم اند و علیه نظم موجود به پا خواسته اند. به کسانی که باور دارند حتا با دستان خالی می توان از تسلیم شدن به مرزهای واقعیت تن زد و در تنی واحد تا مرزهای ممکن مقاومت کرد. تقدیم می شود به برپا کنندگان کمپ های اعتراضی پناهجویان در اروپا و به جنبش های پناهجویی در سراسر دنیا.   لینک دانلود مستقیم ویدئو

زبان چون سرزمین | ایدەهایی دربارەی شیرکو بیکس و زبان | منصور تیفوری

      ١_ آنە اید، بازماندەی تروا، کە بر دوشش وطنش را حمل می‌کند، و توسط جنگاوران آگاممنون تحت تعقیب قرار دارد، با شفاعت خدایان اجازە می‌یابد کە برای خود جایی بنا نهد و آوارگیش را پایان دهد، او چنانکە ویرژیل می‌گوید، رم را بنا خواهد نهاد. اما برای او از طرف فاتحان شرطی گذاشتە شدەاست، او از آن پس دیگر تنها با یک دهان سخن خواهد گفت، از این پس تنها بە لاتین سخن خواهد گفت :" و همە لاتین شدە، نخوهند داشت بە جز یک زبان– ویرژیل، آنە اید". هانا آرنت در مصاحبەاش با کونتر گوس بە این ایدە برمی‌گردد. هنگامی کە گوس از او می‌پرسد کە از اروپای قبل از جنگ جهانی دوم برای او چە باقی ماندەاست، بعد از اندکی تامل پاسخ می‌دهد: چە باقی ادامه‌ مطلب …

شعری از محمود درویش (از مجموعه در محاصره) | ترجمه از: تراب حق شناس

صلح کلام مسافری ست در درون خویش به مسافری که به سمت دیگر میرود … صلح دو کبوتر نا آشناست که قسمت میکنند بغ بغوی آخرشان را بر لبه مغاک . صلح اشتیاق دو دشمن است هریک جداگانه برای خمیازه کشیدنی بر پیاده رو خستگی. صلح آه دو عاشق است که تن می شویند با نور ماه . صلح پوزش طرف نیرومند است از آنکه ضعیف ترست در سلاح و نیرومندترست در افق . صلح شکسته شدن شمشیرهاست رودرروی زیبایی طبیعی، آنجا که شبنم لبه آهن را درهم می شکند. صلح روزی ست مانوس ، مهربان و سبکبال که با کسی دشمنی نمی ورزد. صلح قطاری ست که متحد میکند سرنشینانش را که باز میگردند یا میروند به گردشی در حومه ابدیت. صلح اعتراف آشکار با حقیقت است : با ادامه‌ مطلب …

شعری از ناتالی هندل (شاعر فلسطینی) | ترجمه‌ از: محسن عمادی

تو آن‌جا می‌ايستی  در ميانه‌ی رويای دو غزال، از نفس‌‌‌افتاده، از شعر می‌پرسی. شعر ملبس به شاخه‌های زيتون و شادمانی شکسته  محصور در فصول شب‌هایی بی‌خواب  که ‌‌می‌درخشند  بر ديوارهای خاکی شهرهای مفقودمان. شعر که گم‌می‌کند نشانی‌اش را  يا گم می‌شود نشانی‌اش  ‌‌و در هر دو حال  منتظرِ بازگشتِ کسانی‌ست که نه امروز برمی‌گردند  و نه هيچ‌وقتِ ‌ديگر. شعر که ‌کاش به خاطر می‌آوَرد‌ وقتی ابرها شقه می‌شدند‌ به هنگام ‌روز، روزی که سربازان  قدم‌رو می‌رفتند در روستاها و شهرها،  بر خانه‌ها، روياها و فرداها،  یا به خاطر می‌آورد فروريختن نيایش‌گران را، به خاطر می‌آورد  فاصله‌ی ميان دستانی را  که نگه‌می‌داشتند  هرآن‌چه شعر‌ ناتوان است  در نگاهداشتن‌اش،  به خاطر می‌آورد وقتی اسرار اسبان به تسلیم در آمدند،  وقتی ما به خود تجاوز کرديم. شعر، از تو می‌پرسم که چرا  خيابان‌ها ادامه‌ مطلب …

«از آمستردم تا تهران» | شعری از محسن عمادی | به یاد کامبیز روستایی*

با صدای شاعر:   روز بر خاکسترهای تو خواهد شکست در میدانچه‌ی هراس کبوتران.میدان بر ناله‌های تو چاه می‌شود کبوتران پر می‌کشند از چاه.چاه، دهان توست پیوسته به تنی سوزان که یکراست به مرکز زمین می‌رود به توده‌ی مذاب زخم‌های بی‌نام.دور می‌شوند کبوتران و خاکسترت در نعره‌ی خاموشِ باد سیلی می‌زند به رعشه‌ی لذت عابران در تماشای آتش‌بازی.کلمه، خاکستر است. آواز می‌خوانیم و خاکستر می‌پاشیم بر زخم‌ها تا خون بند بیاید بادی سرد بر جراحت کوچک‌ام می‌وزد بر پیراهنی که درد می‌کند از آخرین هم‌آغوشی و تکثیر می‌شود در تمام پیراهن‌های جهان که به غیابی مسری گرفتارند.زنان، با تشتی از خاکستر بر کناره‌ی رود می‌نشینند ترانه می‌خوانند و ظرف می‌شویند.غیاب، ملودی کوچکی است، مشتی خاکستر که بر استکان و نعلبکی بر قاشق و چنگال و بشقاب‌های چرب می‌ریزند آواز می‌خوانند ادامه‌ مطلب …