شعری از ناتالی هندل (شاعر فلسطینی) | ترجمه‌ از: محسن عمادی

تو آن‌جا می‌ايستی  در ميانه‌ی رويای دو غزال، از نفس‌‌‌افتاده، از شعر می‌پرسی. شعر ملبس به شاخه‌های زيتون و شادمانی شکسته  محصور در فصول شب‌هایی بی‌خواب  که ‌‌می‌درخشند  بر ديوارهای … ادامه‌ی متن …


«از آمستردم تا تهران» | شعری از محسن عمادی | به یاد کامبیز روستایی*

با صدای شاعر:   روز بر خاکسترهای تو خواهد شکست در میدانچه‌ی هراس کبوتران.میدان بر ناله‌های تو چاه می‌شود کبوتران پر می‌کشند از چاه.چاه، دهان توست پیوسته به تنی سوزان … ادامه‌ی متن …


دو شعر از علی اسدالهی | برای «روز کارگر»

۱ اِس. اُ .اِس. این است شکستن آوند در اندام چوبین ستون. تکرارِ “کمک” با حروفِ مقطع چینی. برخاستنِ هیولاییِ خاک در هنگامه‌ی ریزشِ سقف. ۱۳ سر، ۱۳ کلاه ایمنی … ادامه‌ی متن …


آندونیس | شعری از: یاکووُس کامبانلیس | ترجمه: آرمین نیکنام

توضیح مترجم:  اردوگاه کار اجباری مائوتهائوزن در کنار یک معدن گرانیت قرار داشت. زندانیان اردوگاه هر روز به محل این معدن برده می‌شدند و با تحویل گرفتن تخته سنگ‌هایی به … ادامه‌ی متن …


«کنگره حزبی سوسیال دموکراسی» | ترانه‌ای از کورت توخولسکی | ترجمه: مینا خانی

ترانه‌‌ از: کورت توخولسکی | اجرا: ارنست بوش | برگردان: مینا خانی     ما زمانی در ندامتگاه به صف نشسته بودیم ما قربانی می‌دادیم که احزاب‌مان را نجات دهیم … ادامه‌ی متن …


عیاشان پاریسی | شعری از آرتور رمبو | ترجمه: آرمین نیکنام

عیاشان پاریسی | آرتور رمبو | ترجمه: آرمین نیکنام {برای کمون پاریس} آه! بزدلان! رسیده‌ایم! از ایستگاه بیرون شوید! خورشید، خشکیده از ریه‌های تب کرده‌اش، خیابان‌هایی که شبی از بربرها … ادامه‌ی متن …