میخی دیگر بر تابوت نولیبرالیسم

ترجمه از «بهداد بردبار»

روزنامه گاردین در صفحه معرفی کتاب خود به اثر تازه منتشر شده جوزف استیگلیتز پرداخته است. استیگلیتز، استاد اقتصاد دانشگاه کلمبیا و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۱ است. او همچنین از منتقدان صریح مدیریت پروژه جهانی سازی، اقتصاد بازار آزاد، بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به شمار می رود. استیگلیتز علاوه بر این یک نویسنده موفق است و پیش از این نیز کتاب دیگر او با عنوان «چگونه جهانی شدن را کارآمد کنیم؟» (1) با استقبال خوبی از جانب خوانندگان روبرو شد و ۲ میلیون نسخه از این کتاب به فروش رفت. کتاب اخیر او «هزینه نابرابری، چگونه جامعه دو شقه ما آینده را تهدید می کند؟» (2) در این یادداشت مورد بررسی قرار گرفته است.

 یونانیان باستان برای توصیف «میل یک نفر برای پول به دست آوردن بیش از سهم خودش» یک کلمه به کار می بردند؛ «حرص» (3). همانطور که ملیسا لین (استاد فلسفه در دانشگاه پرینستون) در کتاب «جمهوری محیط زیست» بیان می کند: دراندیشه مردمان باستان حرص برای کسب ثروت مترادف گستاخی بود. حرص به ثروت اندوزی یک نوع غرور و گستاخی در برابر اراده خدایان در نظر گرفته می شد که محتوم به شکست بود. یونانیان باستان متوجه شده بودند که پادشاهان خودکامه میل وافری به کسب ثروت دارند. ملیسا لین می گوید: قدرت در خدمت طمع و آزمندی است. پس اگر بخواهید به قدرت افسار بزنید باید به طمع کسب ثروت هم افسار بزنید.

 در کتاب «هزینه نابرابری» نویسنده با شور و حرارت توضیح می دهد که چگونه دو واژه قدرت بی مهار و طمع کاری حکمفرما بر واشنگتن به نوشتاری بر سنگ قبر «رویای آمریکایی» تبدیل شده است.

 رویای آمریکا به عنوان سرزمین فرصت ها توسط حکمرانان آزمند مدرن از بین رفته است. جمعیت این گروه در حدود یک درصد از کل جمعیت این کشور است. در حالیکه بخش هایی از جمعیت ۹۹ درصد باقی مانده در حال نشان دادن خشمشان هستند. موج خشم عمومی را می توان در جنبش های جدید اشغال وال استریت و جنبش اعتراضی علیه قطع کمک های دولتی در اسپانیا مشاهده کرد.

 رویکرد نویسنده کتاب، انقلابی نیست. بلکه او به صاحبان قدرت و ثروت (همان یک درصد جمعیت) گوشزد می کند که وقت آن رسیده است که اصلاحاتی را اجرا کنند. او می گوید: باید سرمایه داری را از دست بنیادگرایان طرفدار بازار آزاد رها و کاری کرد که سود سیستم سرمایه داری به عموم مردم برسد، نه تنها به بخش کوچکی از جمعیت.

در دو دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ گروه فارغ التحصیلان مدرسه اقتصاد شیکاگو به رهبری میلتون فریدمن تز خود مبنی بر برداشتن مقررات دولتی، کوچک کردن دولت و تز طرفدار خصوصی سازی را توسعه دادند. سپس اختیار کشورهایی که توسط صندوق بین المللی پول کمک دریافت می کردند به دست آنها داده شد. بریتانیا در زمان تاچر، آمریکا در زمان ریگان و شیلی و مکزیک نیز این تز اقتصادی را به مورد اجرا گذاشتند. دیوید هاروی (مشهورترین استاد جغرافیای شهری و مفسر آثار کارل مارکس) در کتاب تاریخ مختصر نولیبرالیسم توضیح می دهد که چگونه دولت منتخب سالواتور آلنده در شیلی با کودتای نظامی به رهبری ژنرال پینوشه (فرمانده ارتش) سرنگون شد. اسناد فراوانی حاکی از حمایت و پشتیبانی دولت وقت ایالات متحده از این کودتا وجود دارد.

 تحت تاثیر نولیبرال‌ها صنایعی که ملی شده بود دوباره خصوصی سازی شد. دارایی های ملی خصوصی سازی شد و مقررات استفاده از منباع طبیعی برداشته شد تا بهره کشی از طبیعت بدون مقررات پیش رود. اتحادیه های کارگری و سازمان های اجتماعی از هم گسیخته شده و برنامه های اقتصادی به سوی جذب سرمایه های خارجی و آزادتر کردن اقتصاد پیش رفت.

 در چنین شرایطی برخلاف ادعای نولیبرال‌ها ثروت تولید شده توسط ثروتمندان به جامعه تزریق نشد بلکه ثروت‌ها تنها در اختیار ثروتمندان باقی ماند. استیگلیتز می گوید: این سیاستگزاری‌ها از مفاهیمی افسانه ای بهره می برند.

 در سال ۲۰۰۱ استیگلیتز که سمت مشاور ارشد بانک جهانی را به عهده داشت، از منتقدان صریح صندوق بین المللی پول شد. او به خاطر طرح نظریه «اطلاعات نامتقارن» برنده جایزه معتبر نوبل اقتصاد شد. در این نظریه استیگلیتز مدعی است وقتی گروه محدودی از افراد به اطلاعات خاصی دسترسی دارند که سایر افراد از آن بی بهره اند بازارهای آزاد به نفع جامعه نیستند. استیگلیتز نظریه خود را از مشاهداتش در دهه های ۷۰ و ۸۰ ساخت، اما نظریه اطلاعات نامتقارن اوضاع کنونی را هم می تواند به درستی توضیح دهد. از جمله در سال جاری، رسوایی بزرگی توسط بانک هایی در انگلستان رخ داد که نشان می دهد روسای بانک ها به دلیل در دست داشتن اطلاعات خاص توانستند با تقلب در میزان بهره پرداختی به نفع خود و به ضرر جامعه اقدام کنند.

 استیگلیتز در این کتاب به جزییات اشاره می کند و به ژرفای نتایج سیاست‌های نولیبرال می پردازد. او بحث خود را به بحران مالی اخیر محدود نمی کند بلکه به نتایج این سیاست گزاری ها در دهه های گذشته و تاثیر این سیاست ها بر سلامت، درآمد و دورنمای زندگی ۹۹ درصد جمعیت نیز می پردازد. از نظر او این سیاست ها به عدالت، اعتماد و مسوولیت مدنی جامعه ضربه زده اند.

منبع:

Another nail in the neoliberal coffin by Yvonne Roberts at The Guardian

پانوشت:

1. Making Globalization Work

 2.عنوان کتاب به زبان انگلیسی:

 The Price of Inequality: How Today’s Divided Society Endangers Our Future by joseph stiglitz

 3. Pleonexia ؛ واژه یونانی که در زبان فارسی معادل آن حرص و آز است.

دیدگاه شما چیست؟