نقد اقتصاد سیاسی مواجهه‌ی چپ با جنبش سبز | نویسنده: ی. د.

Naghd_Y-D

دریافت نسخه‌ی پی.دی.اف. جزوه

توضیح پراکسیس برای انتشار این جزوه

اعتراضات خیابانی پس از انتخابات ۱۳۸۸ برای بسیاری به گونه‌ای خاطره‌ی جمعی (و عمدتاً نوستالوژیک) بدل شده است که تأمل درباره‌ی چیستی و سرانجام آن دخلی به وضعیت و ضرورت‌های امروز جامعه‌ی ما ندارد. در مقابل چنین درکی، می‌توان گفت جنبش اعتراضی ۸۸، یا آنچه که عموماً «جنبش سبز» نام گرفت، بخشی مهم از تاریخ بلافصل ماست که تاثیراتی جدی بر گفتمان‌های حاکم بر فضای کنش‌گری سیاسی بر جای نهاده است؛‌ رد این تاثیرات را تا انتخابات ۱۳۹۲ و حتی فضای «آشتی ملی»‌ پس از آن -تا امروز- می‌توان پی‌گرفت. در این معنا، این جنبش بیش از آنکه شکاف‌های دیرین درون آرایش سیاسی حاکمیت را عیان کند، واقعیت‌هایی از وضعیت ازهم‌گسیخته‌ی جامعه‌ی امروز ایران و شکاف‌ها و گرایش‌های درونی آن را آشکار ساخت. به همین اعتبار، «جنبش سبز» به‌مثابه‌‌ی یک رویداد پرآشوب سیاسی گسل‌های بزرگی در بدنه‌ی کنش‌گران چپ (در معنای وسیع کلمه) ایجاد کرد، و هم‌زمان، زمینه‌های پیشینی بروز چنین گسل‌هایی را نیز آشکار ساخت. بنابراین، تا جایی که به ضرورت‌های پی‌ریزی مبارزات رادیکال/انقلابی بازمی‌گردد، بررسی ماهیت این جنبش و سرنوشت آن حداقل از دو نظر دارای اهمیت است: نخست، برای فهم روندهای کلان حاکم بر جامعه و تنش‌ها و گرایش‌های عمومی موجود در آن، از طریق بررسی برخی تجلی‌های سیاسی شاخص آن در مقاطع انتخابات؛ و دوم برای فهم چگونگی (و چرایی) مواجهه‌ی مجموعه نیروهای چپ با این جنبش و نیز زمینه‌های عینی تاریخی و نظری تنوع پرتعارض رویکردهای آنان.

نویسنده‌ی مقالات گردآمده در این دفترچه تلاش کرده است تا از موضعی مارکسیستی و منظری طبقاتی تحلیلی از ماهیت و پیامدهای «جنبش سبز» عرضه کرده و دنباله‌های آن را تا شرایط امروز مورد بررسی قرار دهد. وی بر مبنای این تحلیل نقادانه، آموزه‌هایی از تجربه‌ی تاریخی «جنبش سبز» استخراج می‌کند و به‌میانجی آن سیاست انتخاباتی در فضای سیاسی حاکم بر ایران را به نقد می‌کشد و برخی تعین‌های اساسی سیاست‌ورزی رادیکال در چنین فضایی را بیان می‌کند. از دید ما، به‌مثابه‌ی مخاطب این مقالات، تحلیل‌ ارائه‌شده در این مجموعه، تلاشی است ارزنده که درباره‌ی یکی از مهم‌ترین موضوعات انضمامی سیاست‌ورزی در ایران طرح مساله می‌نماید و پرسش‌هایی جدی را به میان می‌کشد؛ پرسش‌هایی که همه‌ی کنش‌گرانی را که خواهان مداخله‌ی سیاسی از پایین و رادیکال در وضعیت هستند مخاطب قرار می‌دهد.

در عین حال، از کاستی‌های مقالات این مجموعه، می‌توان به این مورد اشاره کرد که از دید ما دسته‌بندی ارائه‌شده در مقاله‌ی اول از رویکردهای چپ نسبت به «جنبش سبز» می‌توانست اندکی جامع‌تر باشد، چرا که به نظر می‌رسد در اینجا رویکردهایی در قالب نوعی‌ ساده‌سازی توصیفی-تحلیلی در یکدیگر ادغام شده‌اند. برای مثال، آن رویکرد سیاسی در نظر گرفته نشده است که بر لزوم مداخله‌ی انتقادی نیروهای کمونیست در «جنبش سبز» و تقویت سویه‌های رادیکال آن تأکید داشت؛ چرا که معتقد بود خیزش مردم در خیابان‌ها در آن دوره را نباید به «جنبش رأی من کو» فرو کاست، و این‌که اعتراضات خیابانی مردم، به‌رغم همه‌ی ضعف‌ها و ناپختگی‌هایش، بالقوه‌گی‌هایی برای گسست از سیطره‌ی گفتمانی اصلاح‌طلبان داشت که حداقل می‌توانست زمینه‌ساز تدارک مبارزات رادیکال آتی علیه حاکمیت از سوی بخشی از بدنه‌ی آن جنبش باشد. به‌طور کلی، بر مبنای چنین رویکردی تدارک مبارزات ضدهژمونیک بیش از هر زمانی در مقطع عروج جنبش‌هایی اجتماعی‌ که از قضا مهر هژمونی بورژوازی را بر پیشانی خود دارند، ضرورت می‌یابد. رویکرد ما در پراکسیس نیز، در کنار برخی فعالین و گروه‌های کمونیست دیگر، در این دسته قرار می‌گیرد. در این خصوص، خواننده‌ی علاقه‌مند را به مقالات این دفتر: در باب گسست: در بازخوانی انتقادی «جنبش سبز» یا به‌طور فشرده‌تر به مقاله‌ی از جنبش اعتراضی ۸۸ چه می‌توان آموخت؟ ارجاع می‌دهیم1.

مجموعه مقالات مندرج در دفتر حاضر دعوتی است جدی از نیروهای چپ برای بازنگری انتقادی در شیوه‌‌های مرسوم مداخله‌گری سیاسی در شرایط انضمامی ایران و دلالت‌ها و پیامدهای آن؛ برای نمونه، مقاله‌ی چهارم («جنبش نولیبرال سبز») شاخصی تحلیلی از اهمیت امروزی این بازنگری به دست می‌دهد. چنین دعوتی را بی‌گمان باید جدی گرفت، چرا که حداقل به گواهی رویدادهای سال‌های اخیر، بخش بزرگی از بدنه‌ی چپ مدام اشتباهات فاجعه‌بارش را با گردنی افراشته تکرار می‌کند و به‌طور متناقضی به تجدید هژمونی‌ بورژوازی و گفتمان‌های هم‌بسته با آن یاری می‌رساند. اینک بار دیگر در آستانه‌ی گشایش موسم انتخابات جدید نجواهای چنین نگرشی هردم بلندتر می‌شوند تا در فرآیند بسیج سیاسی پیش‌ رو با همهمه‌ی سازوبرگ‌های حاکمیت درآمیزند. از این رو، بار دیگر با طنین پرنهیب این پرسش دیرین مواجهیم که: «در عصر سیطره‌ی ضد-انقلاب و فضای غیرانقلابی، تدارک سیاست‌ انقلابی چگونه و از چه مسیری ممکن است؟».

در پایان، با اعلام هم‌سویی با دغدغه‌مندی‌های نگارنده، تلاش متعهدانه‌ی این رفیق گرامی را ارج می‌نهیم؛ و به مشارکت جدی رفقای‌ دیگر پیرامون موضوعات طرح‌شده در این دفتر در جهت غنی‌تر و عمیق‌تر شدن درک جمعی نیروهای کمونیست حول آنها امید می‌بندیم.

پراکسیس

دی ماه ۱۳۹۲

 

1 در همین امتداد پراکسیس در آستانه‌ی انتخابات ۱۳۹۲ مجموعه‌‌مقالاتی در نقد مشی سیاسی «چپ اصلاح‌طلب» منتشر ساخت: امکان سیاست، سیاست امکان/ جستارهایی در نقد چپ اصلاح‌طلب

دیدگاه شما چیست؟