چند سخن در باب “چه باید کرد” با رادیکال ها

اشکان خراسانی   نوشته پیش رو بیانگر مطالبی حول چالش‌های فکری نگارنده در باب یافتن برون رفتی در بن بست «چه باید کرد؟» می‌باشد. همانطور که «در چه باید کرد ۱» (۱) اشاره کردم، برای یافتن مسیری که به جوابی درخور در برابر سوال «چه باید کرد؟» منتهی شود، پیش از هر قدمی می‌بایست به خلق شبکه‌های حقیقی پرداخت. اما با گذشت زمان و جدی گرفته نشدن طرح پیشنهادی ذکر شده در «چه باید کرد ۱»، بر آن شدم تا به توضیح بیشتری درباره آن بپردازم که به نظر من بیش از هر طیف تشکیل دهنده جنبش سبز، قشر رادیکال نیازمند چنین طرحی برای خروج از انفعال خود است. شورای هماهنگی راه سبز امید طی بیانیه‌ای از کنشگران جنبش خواست تا در روز۳ شهریور بر پشت بام‌ها بیایند و ندای ادامه‌ مطلب …

سوژه پرسش از «چه باید کرد؟» کیست؟

«امین حصوری»  توضیح: در مطالبی که دوستان ارجمندم اخیرا در ادامه بحث جمعی از پرسش «چه باید کرد؟» نگاشتند نکات بسیار خوبی طرح شد که متاسفانه پی گیری جامع و منسجم آنها در یک نوشته کوتاه میسر نیست. در متن حاضر سعی می کنم تنها بر مبنای برخی نکاتی که در این نوشته ها مورد تاکید قرار گرفته است، ادامه این گفتگو را از زاویه نگاه خودم پی گرفته و بعضی از رهیافت ها را تا حدی شرح و بسط دهم (طبعا این نوشته نمی تواند مدعی آن باشد که بر مبنای هضم و جذب هسته مرکزی نوشته های دوستان، ادامه منطقی و منسجم نظرات آنهاست؛ چرا که این کار مستلزم مشارکت قلم های زیادی ست تا هر یک برخی از حوزه های تاکنونیِ بحث را مورد نقادی قرار دهند). ادامه‌ مطلب …

درباره کارناوال های فیسبوکی

امین حصوری درباره شبه کارناوال های «آب بازی» و «خز بازی» که اخیرا با میانجی رسانه ها ما را غافلگیر کرده اند چگونه می اندیشیم و چه جایگاه و اهمیتی برای آنها قائلیم؟ به نظر می رسد تا جایی که این حرکت ها خودانگیخته و محدود هستند، می توان در آنها به سان نمودهایی از واقعیات ناهمگون جامعه در سیر نامتقارن و پر اختلال حیات آن نگریست؛ در این صورت فارغ از اینکه تا چه حد با آنها همدلی داشته باشیم و فارغ از نوع نگاه ما به شکل و مضمون شان، باید آنها را همچون داده های خام تجربی تلقی کرد که تنها در صورت تکرار وقوع و رشد دامنه اجتماعی، اهمیتی تحلیلی در ساحت کلان جامعه می یابند. با این حال نمی توان از  کنار دیدگاههایی که مایلند از دل این ادامه‌ مطلب …

چه باید کرد؟ و چه کسی باید آن را انجام دهد؟

 [دریافت نسخه PDF] «سوده بینا» سوال «چه باید کرد» که گاه و بیگاه اینجا و آنجا پرسیده می‌شود در شرایط خاص تاریخی اهمیت ویژه‌ای می‌یابد؛ به گونه‌ای که صرف طرح دقیق سوال و بحث و گفت و گو در مورد آن امکان تبدیل شدن به نیروی سیاسی عینی را پیدا می‌کند که به صورت بالقوه قادر است شرایط سیاسی را دیگرگون کند. شرایط خاص سیاسی که طرح این سوال را اضطراری می‌کند، معمولا شرایطی است مرزی؛ وقتی که جنبشی همه گیر اجتماعی افول پیدا کرده ولی نابود نشده؛ آتش آن فروکش کرده اما خاموش نشده؛ کم و بیش مُرده ولی هر لحظه پتانسیل احیا شدن دارد. در چنین شرایط بینابینی است که این سوال در صورتی که درست تبیین شود می‌تواند ناامیدی جمعی را به امید جمعی؛ شک و تردید ادامه‌ مطلب …

جنبش در لابیرنت / بخش سوم: در ضرورت احیای جنبش و در ضرورت گسست

 [دریافت نسخه PDF] امین حصوری دوست ارجمندم وحید ولی‌زاده در نقد و نظری بر مطلب «آیا جنبش زنده است؟» (۱) به درستی بر این نکته کلیدی تاکید نهاد که «نه، جنبش خیابان زنده نیست» (۲). در این نوشتار می‌کوشم با بررسی نسبت میان ما با پرسش از حیات جنبش، به برخی دلالت‌های پذیرش پاسخ‌هایی نظیر پاسخ وحید عزیز و پیامدهای احتمالی آن‌ها بپردازم. در ‌‌نهایت قصدم آن است که نشان دهم چرا (از دید من) امروز تلاش جمعی برای احیای جنبش بر مبنای ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های باقیمانده از آن ضرورت دارد و اینکه گسست از جنبش در چه معنایی ضروری است (۳).  اگر بپذیریم که زمینه طرح چنین پرسشی (آیا جنبش زنده است؟) نسبتی است که میان خود و روند وقایع جاری در کشور و نیز حساسیت شرایط پیش رو ادامه‌ مطلب …

جنبش در لابیرنت / بخش دوم: در نقد ایدئولوژی هراسی

 [دریافت نسخه PDF] امین حصوری   مقدمه: امروزه گفتمان های غالب (خواه در محدوه مرزهای یک جنبش سیاسی و خواه در گستره هنجارهای «دهکده جهانی») در حالی که حقانیت فرضیِ خود را بر پندار عدم وابستگی به هر گونه ایدئولوژی بنا می کنند، از ورود نگرش های ایدئولوژیک به باورها و حرکت های جمعی هراس دارند و نسبت به آن هراس می دهند. در واقع «ایدئولوژیِ مسلط» اصرار می ورزد آموزه ها و پیش فرض های فراگیر شده اش را به دلیل همین فراگیر بودن، همچون اصولی بدیهی و تبلور عقلانیت (سیاسی) قلمداد کند و دقیقا بدین اعتبار خود را غیر ایدئولوژیک بنامد. طبعا برای مقبولیت یافتن چنین شعبده ای باید بسترها و شرایط عینی فراگیر شدن و مکانیزم های بازتولید و بقای «ایدئولوژی مسلط» پنهان گردد؛ یعنی باید تاریخ ادامه‌ مطلب …

پاسخی به چه باید کرد؟ | اشکان خراسانی

به نظر من ریشه اصلی انفعال کنشگران دو مسئله است: یکی مجازی بودنِ فضای کنش‌ها و دومی واکنشی بودن اقدامات ما. هر کدام از این دو، دلایل فراوان، مشترک و غیر قابل انکاری دارند. به عنوان نمونه می‌توان سرکوب شدید خیابانی را دلیل «مجازی شدن» کنش‌ها و نیز فقدان راهکار‌های موثر برای پیشبرد جنبش را دلیل «واکنشی شدن» کنش‌ها دانست. با نگاهی دقیق‌تر متوجه می‌شویم که «مجازی بودن» به گونه‌ای زیر مجموعه «واکنشی بودن» است. از منظری دیگر می‌توان گفت اگر جنبش از رویه «واکنشی» به رویکرد «کنشی» تغییر فاز دهد، بی‌شک شاهد حضور آن در صحنه حقیقی نیز خواهیم بود. از این رو پرسش معروف «چه باید کرد؟» به باور من مشخصا بر این نکته تاکید دارد که چگونه می‌توان «جنبش سبز» را به روز‌های پر کُنش آغازینش بازگرداند. ادامه‌ مطلب …

جنبش در لابیرنت / بخش اول: آیا جنبش زنده است؟

[دریافت نسخه PDF] امین حصوری   مقدمه: فرض من بر این است که خوانندگان این متن، خود را هم سرنوشت و همدردِ مردمی می دانند که در آن جغرافیای ستم زیست می کنند. در این میان بی گمان خیلی ها بر این باورند که آنچه که در این دو سال در قالب جنبش اعتراضی/جنبش سبز در این سرزمین جریان داشته، امر مهمی است؛ مهم یافتن این جنبش اما مستقل از نحوه داوری و ارزش گذاری در مورد ترکیب و روند و افق های این جنبش است، بلکه صرفا متکی بر این برداشت است که این جنبش (حداقل در میان مدت) بر سرنوشت جمعی ما تاثیر زیادی خواهد نهاد (مستقیم یا غیر مستقیم). از این لحاظ و نیز از آنجا که هر جنبش وسیع توده ای در بطن خود شکل فشرده ادامه‌ مطلب …

فراخوان به هم اندیشی چه باید کرد؟

 [دریافت نسخه PDF] نه تنها برگ برگ تاریخ، که خط به خط تاریخِ زیسته‌مان گواه آن است که نقطهٔ پایانی بر مبارزات و جانفشانی‌های مردم ایران متصور نیست. این دو سالانهٔ خون و قیام و عصیان نیز آخرین شاهد ماست به زنده بودن روح مقاومت و مبارزه در تک تک آنجانهای آزاده‌ای که ماه‌ها خیابان را از آن خود کردند. اما خیابان از ما پس گرفته شد! که حاکمان قتال تاب زنده شدن و زنده ماندن خیابان را نداشتند و ما نیز مسلح به تجربهٔ زیسته‌ای نبودیم که تسخیر خیابان را در حافظهٔ خود داشته باشد. اکنون گرچه عرصه پرشور و زندهٔ مبارزهٔ خیابانی از آن ما نیست، اما یاد آن یگانه شدن‌ها، یاد آن حضور پرقدرت اراده و خواست جمعی در دهلیزهای حافظه‌مان پیچ و تاب می‌خورد تا از ادامه‌ مطلب …