ملاحظاتی درباره روش | امین حصوری

موجب خوشحالی و امیدواری است که دوستان جدیدی به جمع کسانی که در صفحه هم اندیشی پی گیر پرسش «چه باید کرد» هستند اضافه می‌شوند. بدون شک هر ورود فعال و دخالتگرانه‌ای، به رشد و غنای بحث‌های جمعی ما و ارتقای فهم ما از ملزومات مبارزه در شرایط حاضر خواهد افزود؛ به خصوص وقتی که دوست نو آمده همانند نویسنده وبلاگ «از شما» (که امیدوارم پس از این راه ساده تری برای نامیدن ایشان بیابیم) در کنار دغدغه‌مندی نسبت به موضوع، از قلم رسا و زبان استدلالی استواری هم برخوردار باشد. از دید من نوشته اول وبلاگ «از شما» [«بحث چه باید کرد: دو حفره مهم در بحث سازمان یابی» (۱)] صرفنظر از میزان همسویی نظری هر یک از ما با مضمون آن، به طور موثری در مسیر تعمیق بحث‌های ادامه‌ مطلب …

سازمان یابی و مساله رهبری و نمایندگی؛ رفع ابهامات

«سوده بینا» در ادامه هم اندیشی پیرامون چه باید کرد {۱}، اخیرا دو نوشتهٔ مرتبط با هم به طرح پرسش‌هایی در این زمینه پرداخته‌اند {۲و۳}. همچنین نوشتهٔ دیگری با عنوان «چه باید کرد؟ دو حفره مهم در بحث سازمان یابی» {۴} موضوع سازمان یابی را با دقت و تیزبینی قابل توجهی مورد بررسی قرار داده است. یکی از موضوعاتی که در هر سه نوشته به اختصار مورد توجه قرار گرفته مسالهٔ سازمان یابی گروههای اجتماعی و رهبری، هدایت و یا راهنمایی آن‌ها ست.  به نظر می‌رسد نوشتار اول – از همین نگارنده- گذرا به بحث مهمی در حوزهٔ سازمان یابی – یعنی مسالهٔ رهبری – اشاره کرده و در قالب پرسشی معلق در هوا این مساله را به چند گزاره کلی و غیر مستند فروکاسته است. پرسش مزبور به این ادامه‌ مطلب …

چند پرسش در پاسخ به :خوب بالاخره چه باید کرد؟

«سوده بینا»  نوشتاری با عنوان «خوب بالاخره چه باید کرد» که در وبلاگ دیوارنوشته منتشر شده {۱}، انگیزهٔ نوشتن متن کوتاهی است که در پی می‌آید. متن دیوار نوشته در ادامهٔ سلسله مقالات و بحثهایی است با عنوان «چه باید کرد؟» {۲و۳و۴} که به تحلیل جنبش سبز و علل ناکامی آن پرداخته و با شکل دادن به یک پروسهٔ هم اندیشی جمعی تلاش کرده برای برون رفت از سکون، رکود، انفعال و بی‌عملی که گریبانگیر جنبش شده است راه حلی بیابد و فرا‌تر از آن، گفتمان و راهبردهای بدیلی را خلق کند که توان پیشبرد مبارزه و مقاومت جمعی را داشته باشد. اما آنچنان که نویسندهٔ مقالهٔ فوق اشاره کرده هم اندیشی پیرامون چه باید کرد چندان موفق نبوده است زیرا اغلب نوشته‌ها گرچه به تشریح و تحلیل وضع موجود ادامه‌ مطلب …

بزرگنمایی معایب فرهنگی و سویه های بازدارنده آن

اشکان خراسانی چندی پیش مطلب ارزشمندی با عنوان «در نقد فرهنگی سازی سیاست» در وبلاگ مقاومت (۱) منتشر شد. نگارنده در آن جنبه‌ای از رویکرد جناح اصلاح طلبی را مورد نقد قرار می‌دهد که این روز‌ها در واکنش اصلاح طلبان به عدم وجود مقدمات برای مشارکت در انتخابات عینی گشته است. در بخشی از متن آمده است: “واکنشی که کمتر به مواجهه یا دست آورد سیاسی مشخص بلکه بر ضرورت “فرهنگ سازی” و استفاده از فضای انتخابات برای “تشریح و تبیین” ایده انتخابات آزاد تاکید دارد. فرهنگ سازی و تبیین و تشریحی که  لاجرم از طریق آموزش توسط اصلاح طلبان و رسانه هاشان باید صورت بگیرد. در این واکنش در واقع ما با یک جابجایی مواجه هستیم. مخاطب اصلی از حکومت به مردم تغییر مکان یافته است”. با توجه به اهمیت ادامه‌ مطلب …

بازخوانی تجربه های جنبش در پیوند با مناسبات جهانی – بخش دوم

امین حصوری بخش نخست این مقاله پنج) در مورد جنبش اعتراضی در ایران رویکرد کلی دولت های قدرتمند در دو دسته بندی قابل بررسی است: رویکرد چین و روسیه و رویکرد آمریکا و هم پیمانان اروپایی و غربی اش. پرداختن به رویکرد چین و روسیه در این بحث چندان مد نظر نیست. چون دولت های این دو کشور اصراری ندارند سهم خواهی های خود در مناسبات بین المللی و حمایت های خود از دیکتاتوری های مورد غضب آمریکا و غرب را در پوشش های رازورزانه پنهان کنند؛ بلکه به عکس، با حداقل تشریفات و پرده پوشی های مرسوم، نخست دامنه نفوذ خود را در کشورهای بایکوت شده (یا نیمه بایکوت شده) به طرز آشکاری گسترش و شدت می بخشند؛ سپس در کنار انبوه منافع اقتصادی مستقیم و مزیت های انحصاری ادامه‌ مطلب …

بازخوانی تجربه های جنبش در پیوند با مناسبات جهانی – بخش نخست

امین حصوری  مقدمه: جنبش اعتراضی پس از انتخابات ۸۸، علاوه بر تاثیرات مستقیم بر سپهر سیاسی و اجتماعی، برای همه کسانی که در آن دخالت کرده‌اند و در تعامل با آن بوده‌اند تجربیات و درک‌های تازه‌ای در برداشته است؛ تجربیاتی که به طور انکار ناپذیری بر نحوه نگاه ما به کلیت جامعه و سازوکارهای آن، جایگاه و توانایی‌های دخالتگری فردی، و حوزه‌ها و شیوهای‌های کنشگری ما در آینده تاثیر خواهند نهاد (بیش یا کم). این گونه تجربیات اگر چه به درجات متفاوتی بر افراد موثرند (بسته به پیش زمینه‌های فردی و جایگاه و میزان حضور در جنبش و منظر نظری بازخوانی تجارب)، اما واجد سویه‌هایی به شدت جمعی هستند که تنها از راه بازخوانی جمعی قابل بازیابی به عنوان یک اندوخته اجتماعی هستند، طوری که بتوانند افق‌ها و دیالکتیک مبارزه ادامه‌ مطلب …

سعی بر احیا جنبش یا پذیرش ارتحال آن

اشکان خراسانی   چندی پیش طا‌ها زینالی در مقاله‌ای با نام «چه کسی جنبش مرا جابجا کرده است؟» (۱) به کنشگران جنبش یادآور شد که اگر نپذیریم که جنبش سیر نزولی را از زمان پیدایش تا به امروز طی کرده است، نمی‌توانیم در ادامه مسیر آن راهکار درستی را در پیش گیریم. زینالی تاکید می‌کند که توهم پویایی جنبش از سمت قشر اصلاح طلب آن منوط به چانه زنی برای بازگشت به قدرت است و به هیچ وجه مستدل نیست. به همین منظور پذیرش نزول جنبش را یکی از شروط اساسی برای پیش برد بحث «چه باید کرد؟» می‌داند و به نظر من این نقطه شروع برای طرح سوال «چه باید کرد؟» نقطه صحیحی است. تا افول و انفعال امروز جنبش سبز را با شهامت نپذیریم و فریاد نزنیم، نمی‌توانیم ادامه‌ مطلب …

چه کسی جنبش ما را جا به جا کرد؟ | طاها زینالی

جنبش افول کرده است چه بخواهیم بپذیریم چه نخواهیم! گمان می‌کنم شما نیز به یاد دارید که در اولین فراز و نشیب‌های جنبش پس از روزهای حضور در خیابان، از «جنبش سبز» به عنوان کودکی یاد می‌شد که راه درازی برای بالغ شدن و بدل شدن به جنبشی واقعی که می‌تواند با بهره‌گیری از نیروی بالقوه مردم معترضْ وضعیت موجود را به نفع مردم تغییر دهد، در پیش رو دارد. اما اگر امروز (پس از گذشت دو سال) با دیدی تحلیلی و انتقادی به مسیری که پشت سر گذاشته‌ایم بنگریم، اثری از بلوغ و تکاملی که گفته می‌شد نمی‌بینیم. دوره رشد جنبش صرفا محدود به بازه زمانی کوتاهی می‌گردد که توانست خیابان را به تریبونی برای معترضان به نتایج انتخابات و منتقدان و مخالفان نظام جمهوری اسلامی بدل کند. در ادامه‌ مطلب …

چند نکته در پاسخ به «روایتی از یک رادیکال»

«اشکان خراسانی»  بی‌‌‌نهایت تشکر از دوست خوبم سوده بینا از اینکه یادداشت من (۱) رو مورد توجه خود قرار داده و با نوشته‌ای دقیق (۲) به دامن زدن حول این بحث کمک بسیاری کرد. اما راجع به چند نکته که در مطلب ایشان مطرح شده، فکر می‌کنم نوشته قبلی‌ام آنچنان گویای هر آنچه قصد داشتم بیان کنم نبوده زیرا طی بازخوردهای مختلف به این نتیجه رسیدم که این نوشته نتوانسته تمام نکاتی که مد نظرم بود را منتقل کنه. بعنوان مثال در قسمتی از نوشته‌پور اسماعیلی آمده است: «نوشتهٔ خراسانی انتقاد رادیکال‌ها از اصلاح طلبان را امری واکنشی می‌داند و به نظر می‌رسد در مقابل رادیکال‌ها دعوت می‌شوند به جای کنش سلبی انتقاد به کنش ایجابی گفتمان سازی روی بیاورند». بی‌شک جریان اصلاح طلبی تا زمانی که نشان دهد خود ادامه‌ مطلب …

روایتی از یک رادیکال

«سوده بینا»  در ادامه بحث پیرامون پرسش «چه باید کرد»، پرسشی که در ماههای اخیر توسط شبکه‌ها و گروههای مستقل- به لحاظ جایگاه آنان در قیاس با گفتمان غالب بر جنبش سبز- طرح شده و به بحث و هم اندیشی گذاشته شده است [۱، ۲]، اشکان خراسانی در نوشته‌ای با عنوان «چند سخن در باب چه باید کرد با رادیکال‌ها» [۳] از زاویه‌ای نو و قابل توجه به بررسی این پرسش می‌پردازد. اشکان ضمن مروری بر وضعیت کنونی جنبش بدرستی اشاره می‌کند که: «نه تنها شورای هماهنگی راه سبز امید بلکه اکثر طیف‌های تشکیل دهندهٔ جنبش با بن بست مواجه شده‌اند. بن بستی که از یک سو اصلاح طلبان را برای ادامهٔ راه متوجه صندوق‌های رای کرده است و از سوی دیگر موجب شده قسمتی از قشر رادیکال جنبش از ادامه‌ مطلب …